باز هم شاهرود

سلام

بالاخره بعد از ١٠ روز تحریم با منت کشیهای من بنده خدا موفق شدم با پارسا حرف بزنم...قلبماچ

من: پارسا کجایی مامانی؟

پارسا (یواش به باباش): بابایی بگم کجام؟

من: تعجبتعجبتعجب

**************************************

دارم 5 شنبه میرم شاهرود که پارسا هم بیاد ببینمش... فکر کنم یه چند روزی بیایم تهران و باهم باشیم....قلبهورا

**************************************

راستی در جواب خیلی از دوستای خوبم که گفتن از طریق قانونی اقدام کنمیا مگه قانون نیست ؟ بگم که: چرا قانون هست ولی نه به درد بخور ...بخوای بری قانونی کارهات رو بکنی باید تمام کار و زندگیت رو ول کنی و بیفتی دنبال مراحل فجیع قانونی...تازه جنگ اعصابهاش هم بماند... در ضمن با آدمی که میگه من تو زندگی هیچی برای باختن ندارم ...درگیر شدن یه ریسک بزرگه.... فکر کنم  اینکه ما تو قرن 21 هستیم فرقش با قوانین جنگل اینه که باید بگی هر کی قویتر بود و زرنگتر و پرپول تر برنده هست نه قانون و عقل و منطق.....

راستی پست بعدی اون خبره هست که منتظرش هستین ها!!!خوشمزه

/ 1 نظر / 40 بازدید
مبی

واقعا عصبی میشم می خوام بابای پارسارو خفه کنم